تبلیغات
جنبش سایبری منتظران ظهور

           جنبش سایبری منتظران ظهور
                                       اللهم عجل لولیک الفرج 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
به نظر شما از کدام یک بیشتر در وبلاگ استفاده کنیم ؟





حمایت می کنیمــ...
 

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

       سلام منتظر
با سلام  خدمت دوستان گلم
 
هدف از تشکیل این وبلاگ فقط واسه اینه که حتی یه کوچولو هم که شده باشه بتونیم ظهور نزدیک تر کنیم در عرصه بصیرت ملت ایران یه قدم به جلو گذاشته باشیم و... 
اما شرح موضوعات کار های ما به صورت فرهنگی ، سیاسی ، اجتمایی ، اخبار روز و طنز هایی در مورد این ها است که به حول قوه الهی تصمیم گیری شده هر روز حداقل یه مطلب جالب و آموزنده رو در وبلاگ قرار  بدهیم ...  البته فقط مطلب نیست فیلم هم زیاد میزاریم 


دوستان عزیر بهتون پیشنهاد میکنیم  فیلم ها رو از دست ندید بسیار جالب هستند. واسه مشاهده فیلم ها میتونید تو قسمت موضوع ها روی گزینه فیلم و کلیپ کلیک کنید.  به امید خدا سعی میکنیم هر روز بهتر از دیروز باشیم .

اگه پیشنهادی یا انتقادی هم بود خیلی خوش حال میشیم. ما رو با نظرات خودتون یاری کنید .
 الهم عجل لولیک الفرج
DeNtXtGTojl.jpg



طبقه بندی: مقاله و متن،
[ یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
       شهید چمران

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت شهید چمران:
«بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحیمِ

انالله وانّاالیه راجعون

«شهادت انسان‏‌ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می‏‌کنم. تسلیت از آن رو، که ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، که در جبهه‏‌های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏‌آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریک از آن‌رو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده ‌های مستضعف می‏‌کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏‌دهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏‌های سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.

هنر آن است که بی‏‌هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.

و اما ما می‏‌توانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.

من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏‌کنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.»

در این رابطه بیشتر بخوانید:http://www.chamran.org/old/biography.htm



طبقه بندی: عکس،
[ یکشنبه 31 خرداد 1394 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ علی منتظر المهدی ]
پیامی آورده اند...




طبقه بندی: عکس،
[ سه شنبه 26 خرداد 1394 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ علی منتظر المهدی ]
(بسم الله الرحمن الرحیم)
درباره ظهور امام زمان، چه استدلال‌های عقلی و چه آیات و روایاتی وجود دارد؟

محیط، اجتماع و تعامل با دیگران، در حرکت آدمی تأثیر‎گذار است. تأثیر مطلوب و کامل، زمانی به وجود می‌آید که در جامعه محیط رشد فراهم آید و این، به اداره درست و بی نقص جامعه وابسته است. این گونه اداره جامعه، به مدیری آگاه به نیازهای انسان و دانا به راه رسیدن به تکامل نیازمند است؛ فردی که قانون الهی را ـ که بهترین مقررات برای یک جامعه است ـ به‌خوبی دانسته، به‌درستی عمل کند. این مهم، فقط در توان فردی معصوم از خطا و مؤید به علم الهی است که در همان امام و انسان کامل است. لطف الهی ایجاب می‌کند که خدا راهبرانی را برگزیند تا جامعه را به نحو مطلوب، آماده رشد افراد کنند. حال اگر شرایط به گونه‎ای شد که مردم، آماده پذیرش و گردن‎نهادن به امامت و زعامت حجت حق و خواهان سپردن رهبری جامعه به فردی الهی شدند عقل حکم می‌کند که خدا به اقتضای لطف خود، هرگز این نعمت را از بشر دریغ نمی‌کند. لطف از خدا، جدا و منفک نیست؛ پس عقل، نیاز به ظهور حجت حق را درک می‌کند.
از سوی دیگر، فطرت و نهاد آدمی، به آرامش و درست زندگی کردن تمایل دارد. عدالت‌طلبی، میل به خوبی و بی‎زاری از بدی، در وجود آدمی نهفته است. فطرت آدمی، الهی است و آنچه در درون آن نهادینه شده، مطابق با هدف خلقت و متناسب با وجود او است. میل و نیاز انسان به عدالت و کشش درونی او به سوی خوبی‎‌ها، ایجاب می‌کند که برای رسیدن به آن، هرچه مورد نیاز است، بطلبد. طبیعی است اجرای عدالت، مجری عادل لازم دارد؛ پس مجری عادل و دوران عدالت، خواست و آرزوی درونی آدمی است و در جای خود ثابت شده که تمایلات فطری انسان، حتماً باید پاسخی در خارج و واقع داشته باشد.
اما از جهت نقلی، اعتقاد به ظهور منجی و مصلح، امری است که همه‌ ادیان آن را نوید داده‎اند. این حیث اعتقاد به منجی و ظهور را «حیث نقل» می‌گویند. قرآن کریم، و فرمایش‎های گهربار وجود مقدس پیامبر و امامان معصوم علیهم‌السلام سرشار از وعده‎‌ها و بشارت‌های ظهور است. به همین علت، ظهور امام مهدی علیه‌السلام مورد اجماع مسلمانان بوده و شیعه و سنن کتاب‎هایی در این زمینه نوشته‌اند، و در طول قرون، شعرا، شعر‌ها سروده‎اند و حتی عده‎ای، ادعای مهدویت کرده‎اند.  
در برخی کتب، بیش از دویست و پنجاه آیه، درباره آن حضرت جمع‎آوری شده است؛ مانند جلد هفتم از کتاب معجم احادیث امام مهدی علیه‌السلام.
معروف‎‌ترین آیات که به‌روشنی به ظهور دولت حق امام زمان اشاره دارد، عبارت است از:
«و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون».[۱]
«وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض…».[۲]  
«هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله…».[۳]
«و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین…».[۴]
ظاهر این آیات، به‌روشنی دلالت دارد بر اینکه خداوند، خلافت و وراثت زمین را به بندگان مؤمن و صالح خود وعده داده است و او، تخلّف در وعده نمی‌‎کند. «ان الله لایخلف المیعاد؛ به درستی که خدا، خلف وعده نمی‌‎کند».[۵]
در این‌باره روایات بسیاری نیز به ست ما رسیده؛ به همین دلیل، شیعه و سنی توا‌تر روایات درباره امام مهدی علیه‌السلام را ادعا کرده‎اند. معروف‎‌ترین آنها، فرمایش نبی گرامی، حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است که فرمود:
مهدی، از فرزندان من است و جهان را پر از عدل و داد می‌‎کند، همان‎گونه که از ظلم و ستم پر شده است.[۶]

پی‌نوشت‌ها
۱. انبیاء: ۱۰۵.
۲. نور: ۵۵.
۳. توبه: ۳۳.
۴. قصص: ۵.
۵. رعد: ۳۱؛ آل عمران: ۹.
۶. ر.ک: منتخب الاثر، لطف‌الله صافی گلپایگانی، فصل دوم.



[ شنبه 11 بهمن 1393 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
(بسم الله الرحمن الرحیم)
با این همه علاقه‌‌ای که از جانب ارادتمندان امام زمان اظهار می‌‌شود؛ چرا باز آن حضرت از دیده‌ها پنهان است؟

این پرسش در واقع، سؤال از چرایی تداوم و استمرار «غیبت» و «پنهان‌زیستی» امام مهدی علیه‌السلام است؛ ازاین‌رو بسیاری از مطالبی که در مورد اسرار و حکمت‌‌های «غیبت» آن حضرت بیان شده، در مورد تداوم آن نیز صادق است. از طرفی باید توجه کرد که:
الف. ثابت و روشن نیست که بسیاری از این ابراز علاقه‌‌ها و دوستی‌‌ها از جانب ارادتمندان، خالصانه و همیشگی است و در موقع نیاز و ضرورت نیز پایدار می‌‌ماند! پس باید با کمک شاخص‌‌ها و معیارهایی تداوم و پایداری این اظهار ارادت و دوستی‌‌ها را سنجید و آنگاه ارزیابی درستی در این زمینه داشت؛
ب. اظهار دوستی از سوی عده‌ کمی از ارادتمندان کافی نیست، بلکه باید این خواست و توجه جهانی شده و بسیاری از مردم خواستار ظهور منجی موعود شوند.

پس از بیان این مقدمه کوتاه، گفتنی است: 
بر اساس قانون عرضه و تقاضا (درخواست)، به همان نسبت که تقاضا وجود دارد، عرضه نیز وجود خواهد داشت. در غیر این صورت نظام زندگی به هم می‌‌خورد و تعادل از میان می‌‌رود و در نتیجه آشفتگی پدید می‌‌آید. چنان‌که می‌‌دانیم، سال‌‌ها بود که پیشوایان اسلام، در دسترس مسلمانان بودند و مردم را، به راه راست و دین حق، دعوت می‌‌کردند. به اعتراف دوست و دشمن، پیشوایان معصوم ـ از امام علی گرفته تا امام حسن عسکری علیهم‌السلام ـ در تمام صفات برجسته انسانی و فضایل عالی دینی، بهترین افراد امت اسلام و برترین مردم بوده‌‌اند. با این حال، طی دو و نیم قرن پس از رحلت پیامبر خاتم، تمام آن رهبران عالی‌قدر از صحنه سیاست اسلام کنار گذاشته شدند، تاآنجاکه هرگاه اقدام به راهنمایی مردم غافل می‌‌نمودند، با شدت عمل، زندان و کشته‌شدن مواجه می‌گشتند. این موضوع به‌قدری روشن است که ما را از هرگونه توضیح بیشتر، بی‌نیاز می‌‌کند. 
به دیگر سخن، خداوند متعال یازده شخصیت بی‌نظیر را ـ که جانشینان شایسته پیامبر اسلام بودند ـ به منظور رهبری جامعه انسانی، به جهان عرضه داشت، ولی به هیچ‌وجه، این عرضه، هماهنگ با «تقاضا» نبود. روی این اصل، چه بهتر که آخرین فرد آنان، برای مدتی طولانی از نظرها غایب گردد و به مردم جهان عرضه نشود تا بدین گونه، حس تقاضای چنین پیشوای عالی مقامی، در مردم سراسر کره خاکی پدید آید. آن زمان هم که زمینه مساعد گردید، خداوند متعال وجود او را، عرضه داشته و در اختیار تقاضاکنندگان بگذارد. نکته جالب اینجاست که در بسیاری از روایات، از انتظار فرج و آمادگی مردم، برای ظهور امام زمان سخن به میان آمده و از کسانی که پیوسته در انتظار آمدن آن حضرت هستند، ستایش قابل توجهی شده است.
موضوع انتظار فرج، چیزی جز همان تقاضای عمومی، برای عرضه‌داشتن آن وجود مقدس نیست و چون این تقاضا هنوز به‌طور فراگیر وجود ندارد، آن حضرت در غیبت به سر می‌‌برد و وجود تعداد اندکی علاقه‌مند و دوستدار ـ هرچند در جای خود بایسته و پسندیده است ـ در این دنیای پهناور، کفایت نمی‌‌کند و تا زمانی که تعداد این یاران و خواستاران زیاد نشود و تقاضای ظهور جهانی نگردد، «پنهان‌زیستی» و «ناپیدایی» آن حضرت ادامه می‌‌یابد.

در ادامه به برخی از عوامل تداوم غیبت و شرایط ظهور اشاره می‌‌شود:
پیامبران گذشته نیز ـ از نوح، صالح، لوط، شعیب و هود گرفته تا ابراهیم، موسی، زکریا، یحیی و عیسی ـ همواره از آزار و اذیت‌‌های دنیاگرایان و باطل گرایان در امان نبودند و فشارها و سختی‌‌های فراوانی تحمل می‌‌کردند و اهدافشان به‌طور کامل تحقق نیافت و از آنجا که امام مهدی‌ علیه‌السلام عصاره فضایل تمامی انبیا و ادامه‌دهنده راه آنان است، برای تحقق آرمان‌‌ها و اهداف آنها، نیاز به زمان و فرصت مناسب و امکانات و ابزار لازم دارد؛ پس تا زمانی که احتمال همان برخوردهای نادرست پیشین وجود داشته و تعداد یاران و دوستداران اندک باشد، «پنهان‌زیستی» او نیز ادامه و استمرار خواهد داشت.

بیداری وجدان بشریت
بسیاری از پیامبران الهی وقتی که می‌‌دیدند با همه سعی و کوششی که در راه هدایت بشر مبذول می‌‌دارند، وجدان خفته آنان بر اثر طغیان عواطف و سرکشی غرایز بیدار نمی‌‌گردد و به راهنمایی‌‌های آنان ترتیب اثر نمی‌‌دهند، آخرین چاره را در این می‌‌دیدند که جامعه را به حال خود واگذارند و مدتی از میان آنها بیرون بروند، باشد که توده سرکش و مردم هواپرست، با احساس تنهایی و بی‌سرپرستی، درباره روش و سرنوشت خود تجدید نظر کنند و با فراغت بیشتر و فرصت بهتری، وجدان خفته‌‌شان بیدار شود و در جو مناسبی، پی به هدف‌‌های نورانی پیامبران و مکتب عالی خداپرستی آنها ببرند.[۱]
قرآن می‌‌فرماید: چون ابراهیم خلیل، از راهنمایی قوم بت‌تراش و بت‌پرست خود مأیوس گشت و با تهدید و عکس‌العمل شدید آنها مواجه کردید، فرمود: «و اَعتَزِلکُم و ما تدعون من دون الله و اُدعوا ربّی؛ من از شما و آنچه از غیرخدا می‌‌خوانید، کناره می‌‌گیرم و خدای خود را می‌‌خوانم».[۲]
ابراهیم علیه‌السلام با این منطق از میان کلدانیان بیرون آمد و به شهر «حران» شام رفت. مردم آنجا هم مشرک بودند و آفتاب و ماه و ستاره می‌‌پرستیدند... پس از آن شهر رهسپار فلسطین شد. با رفتن او از آن منطقه، مردم به وجدان خفته خود بازگشتند. آنگاه که با بیداری وجدان و فرونشستن طغیان عواطف خویش، به یاد تبلیغات و راهنمایی‌‌های سودمند ابراهیم علیه‌السلام افتادند و از همین رهگذر ـ و در غیبت آن حضرت ـ تعداد قابل ملاحظه‌‌ای به خدای یگانه ایمان آوردند و موحد شدند.
همچنین در سوره «یونس» آمده است: چون یونس علیه‌السلام، قوم سرکش خود را دعوت به دین خدا نمود و آنان نپذیرفتند؛ پس آنان را تهدید کرد که سرکشی شما، از طرف خداوند، بدون عکس‌العمل نمی‌‌ماند و به‌زودی عذاب الهی ـ که واکنش و نتیجه رفتار ناپسند شما است ـ می‌‌رسد و همه را فرا می‌‌گیرد. چون باز هم گوش نکردند، از میان قوم بیرون رفت و آنها را به حال خود گذاشت. با رفتن و ناپدید شدن یونس (غیبت او از میان مردم)، و دیدن علایم عذاب، قوم او به خود آمدند و سخنان او را به یاد آوردند. پس با بیداری وجدان، توبه کردند و عذاب هم نازل نشد... .
امام صادق علیه‌السلام در بخشی از فرموده‌‌های خود به این بُعد غیبت امام زمان اشاره کرده‌‌، می‌‌فرماید: 
وجهُ الحکمة فی غیبته وجهُ الحکمة فی غیبات مَن تَقدَّمَه من حُجَج الله تعالی ذکره...؛‌ وجه حکمت غیبت، همان حکمت غیبت پیامبران پیشین است».[۳]
بر این اساس غیبت و دوری برخی از پیامبران از جامعه خود ـ مانند حضرت ادریس، یوسف، موسی، یونس، یحیی، صالح و ... ـ می‌‌تواند توجیه‌کننده تداوم «پنهان‌زیستی» امام زمان باشد. 

با توجه به این بیان، روشن می‌‌شود که خداوند طی ده‌‌ها قرن، برای هدایت افکار و بیداری وجدان‌‌های بشر و تعدیل عواطف و غرایز آنها، رهبرانی شایسته برانگیخت، ولی بشر خیره‌سر، دست از خودسری‌‌های خود برنداشت. اگر عکس‌العمل موافقی هم نشان داد، نسبت به زحمت‌‌ها و تلاش‌‌های پیامبران و پیشوایان خود، بسیار ناچیز و بی‌ارزش بود. بنابراین بایسته است که آخرین حجت الهی، مدتی طولانی از دسترس بشر خارج گردد تا همین غیبت طولانی و کناره گیری، وجدان‌‌ها را از خواب گران بیدار کند و در غیاب وی، استعداد و آمادگی پیدا کنند. هنگامی که از هر نظر شایستگی یافتند، آن پیشوای غایب باز می‌‌گردد و جهان را پر از عدل و داد، نورانیت، حکمت و عقلانیت می‌‌کند و ریشه ظلم و فساد را بر می‌‌کند؛ «یملأ الارض عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً...».[۴] 
مقصود از آمادگی و بالا رفتن سطح آگاهی، این است که انسان‌‌ها به موقعیت و ارج وجود خود پی ببرند و تحمل ظلم و فساد را، زندگی ننگین و مرگباری تلقی می‌‌کنند که شایسته مقام انسان نیست آنگاه با ارزیابی شرایط و امکانات خود و ستم قدرت‌‌های طاغوتی، بذر انقلاب را در سرزمین مستعد و آماده بپاشند و با شیوه‌‌های گوناگون، در آبیاری آن بکوشند.
پس تا زمانی که در توده‌‌ها چنین آگاهی پدید نیاید و انسان‌‌ها بر ارزش خود واقف نگردند و امکانات خود و طرف را درست نسنجند، «غیبت» ادامه خواهد داشت و سستی و تنبلی مردم، موجه طولانی شدن آن خواهد شد.
البته این گروه ارادتمند و دوستدار، باید به صورت منسجم و آماده واقعی عمل کنند و ارتشی مهیا و نیرویی ضربتی کارآمد تشکیل دهند که پشت سر امام ایستاده و گوش به فرمان او باشند. این گروه باید به نیروی ایمان و تقوا مجهز گردند و جانباز و فداکار باشند. تربیت و تشکیل چنین افرادی تا کنون میسر نبوده و به این سادگی نیز ممکن نخواهد شد، مگر اینکه همت و تلاشی ویژه صورت گیرد و به اظهار دوستی ساده، ختم نشود!

پی‌نوشت‌ها
۱. ر.ک: پرسش‌‌ها و پاسخ‌‌ها، جعفر سبحانی، صص ۱۸۷-۱۹۷.
۲. مریم: ۴۸.
۳. کمال الدین، شیخ صدوق، ج۲، ص۴۸۱، ح۱؛ علل‌الشرایع، شیخ صدوق، ص345، ح8؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص91، ح4.
۴. احتجاج، طبرسی، ج2، ص291؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص350.



[ شنبه 11 بهمن 1393 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
(بسم الله الرحمن الرحیم)

ابن حجر عسقلانی می‌گوید: اینکه عیسی(ع) در آخرالزمان به مردی از این امت اقتدا می‌کند و پشت سر او -امام زمان(عج)- نماز می‌خواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامی است که زمین هرگز از وجود حجت خالی نمی‌ماند.

 

قطب‌های مغناطیسی زمین را با چشم خود نمی‌بینیم، ولی اثر آن‌ها را روی عقربه‌های قطب‌نما که در دریا راهنمای کشتی‌ها است و در صحراها و آسمان‌ها راهنمای هواپیماها و وسایل دیگر است و در سراسر کره زمین از برکت این امواج مغناطیسی، میلیون‌ها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا کرده یا وسائل نقلیه بزرگ و کوچک به فرمان همین عقربه‌های ظاهراً کوچک از سرگردانی رهایی می‌یابند، مشاهده می‌کنیم.

طبق احادیث فراوانی که در موضوع امامت وارد شده و نیز برخی براهین و دلائل عقلی، در بینش مسلمانان، خصوصاً شیعیان، امام، جان جهان است و جهان و برکات آن وابسته به وجود حجت خدا و امام است. امام قطب و قلب عالم امکان، هسته مرکزی و «واسطه فیض» بین عالم امکان و آفریدگار عالم است؛ از این جهت حضور علنی و یا غیبت امام تفاوتی ندارد، اگر امام و حجت الهی هر چند به صورت ناشناس در جهان و در میان موجودات خاکی حضور نداشته باشد، فیض الهی قطع خواهد شد و جهان هستی فرو خواهد ریخت. برای اثبات این مطلب مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم به یک برهان عقلی و نیز برخی از روایات وارده در این باب به اختصار اشاره کرده است که در ادامه می‌آید:

*برهان عقلی واسطه فیض

موجودات عالم به دلیل نقص و فقر ذاتی که دارند نمی‌توانند مستقیماً با ذات ربوبی و خالق هستی مرتبط شده و فیض از آن فیاض مطلق دریافت کنند، و این مهم را می‌بایست واسطه‌ای که خداوند او را برای چنین امری اختیار کرده است انجام دهد و این واسطه جز حجت الهی در هر زمان و امامان معصوم(ع) نخواهد بود. به این جهت اولین انسانی که بر روی زمین می‌آید حضرت آدم(ع) است که خود حجت الهی و پیغمبر است.

علامه طباطبایی می‌گوید: غایت خلقت انسان به وجود حجت است، برای هر انسانی یک حجت باید باشد، زیرا خلقت او بدون غایت نمی‌شود، و اگر حجت نباشد، یعنی غایت ندارد، و صدور چنین فعلی از خداوند متعال محال است؛ بنابراین بازگشت این مسأله به این است که فعل خداوند متعال غایت می‌خواهد. به عبارت دیگر: عالم انسانی که خلقت انسان است دارای کمال خاصی است که باید به آن کمال هدایت شود؛ و هدایت حجت می‌خواهد، و اگر حجت از بین برود، باید غایت از بین برود، و اگر غایت از بین برود فعل خدا بی غایت می‌شود و لغویت در خلقت لازم می‌آید و صدور چنین امری از خداوند محال است.(1)

خداوند می فرماید: «ما آسمان ها و زمین و موجودات میان آن دو را جز به حق و هدفدار نیافریدیم»(2) لذا دانشمندان و فیلسوفان بزرگ برای یافتن این ارتباط و کیفیت آن تلاش کرده‌اند و در این مورد کتب و رساله‌های زیادی نوشته‌اند، ولی آن راهی که می‌تواند این ارتباط را به خوبی حل کند همین وساطت حجت‌ها و امامان معصوم(ع) است که بین حادث و قدیم است و بدین وسیله بین فیاض مطلق و موجودات دریافت کننده فیض ارتباط برقرار شده و واسطه‌ها، فیض را عموماً چه مادی و چه معنوی از مبدا هستی و فیاض بالذات گرفته و به دیگران می‌رساند و به همین معنا اشاره دارد کلام مرحوم ملاهادی سبزواری که: «و الکامل الفیض کان واسطةً للحادثات بالقدیم» انسان کامل (حجت الهی و امام) واسطه فیض بین حادثات (موجودات ممکن) و قدیم (ذات الهی)  است.(3)

*روایاتی بر ضرورت وجود واسطه

روایات فراوانی به صراحت بر ضرورت وجود واسطه و رابطه بین بقاء حیات و تکامل آن در زمین و مبدا هستی که خالق جهان است دلالت دارند:

1. از امام صادق(ع) نقل شده: «لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ»(4) اگر زمین بدون وجود امام (واسطه فیض) بماند ساکنان خود را در کام خود فرو می‌برد.

2. و نیز از آن حضرت نقل شده: «زمین نمی‌تواند خالی از حجت باشد و مردم نیز بدون حجت الهی اصلاح نمی‌شوند و زمین نیز جز با وجود امام اصلاح نمی‌گردد».(5)

3. از امام چهارم علی بن الحسین زین العابدین(ع) نقل شده: «در پرتو وجود ما است که خداوند آسمان را از فروپاشی جز به اذن او نگاه می‌دارد و در پرتو وجود ما است که خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساکنانش نگاه می‌دارد، به واسطه ما است که خداوند باران نازل می‌کند و رحمت خود را می‌گستراند و برکات و نعمت‌های زمین را بیرون می‌آورد و اگر آن کس از ما که در زمین است (امام زمان در هر عصر) نبود، زمین اهل خود را فرو می‌برد»(6)

4. علمای اهل سنت نیز روایاتی را نقل کرده‌اند که نشان می‌دهد زمین خالی از حجت نیست. ابن ابی الحدید معتزلی، از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) نقل کرده: «خدایا چنین است، هرگز روی زمین از قیام کننده با حجت و دلیل، خالی نمی‌ماند، خواه ظاهر و آشکار باشد و خواه بیمناک و پنهان، تا دلائل و اسناد روشن الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید».(7)

ابن حجر عسقلانی می‌گوید: «اینکه عیسی(ع) در آخرالزمان و نزدیک قیامت به مردی از این امت اقتدا می‌کند و پشت سر او (امام زمان(عج)) نماز می‌خواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامی است که زمین هرگز از وجود حجت که با دلائل و براهین آشکار برای خدا قیام می کند، خالی نمی ماند»(8)

پس مجموع روایاتی که به آن ها اشاره شد و دلیل عقلی نشان می‌دهند که حجج الهی و امامان معصوم(ع) واسطه‌های فیض بین زمین و آسمان هستند که رحمت و فیض الهی به واسطه وجود مقدس آن بزرگواران به مخلوقات می‌رسند و نازل و عاید می‌گردند و اگر ساعتی، هستی از وجود آن‌ها خالی باشد نظام آن از هم می‌پاشد و نعمت‌ها و برکات دگرگون شده و زمین اهلش را فرو می‌برد. و امام(ع) علاوه بر وظیفه راهنمایی ظاهری مردم و بیان صوری معارف که به عهده دارد (و به یمن وجود مقدس او برکات مادی و معنوی شامل حال مردم می‌شود)، هدایت به امر و ولایت و رهبری باطنی اعمال را نیز عهده‌دار است و حیات معنوی انسان ها به دست او تنظیم می‌شود و اوست که حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد، و حضور و غیبت جسمانی او تأثیری در این زمینه ندارد، بلکه امام(ع) از راه باطن با ارواح و نفوس مردم ارتباط دارد و بر اعمال و نیات آن ها اشراف کامل دارد، هر چند چشم ظاهربین مردم او را نبیند».(9)

به امام صادق(ع) عرض شد: با چه چیز امام شناخته می‌شود؟ فرمود: به وصیت معروفه و فضیلت، امام کسی است که احدی نمی‌تواند به او طعنی زند که گناه با دهان یا شکم یا فرج کرده است و درباره او نتواند بگویند دروغگو است یا مال مردم خور است و یا مانند این حرف‌ها(10).

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر

1ـ در محضر علامه طباطبایی، محمد حسین رخشاد.

2ـ تجلیات ولایت، علی اکبر بابا زاده.

3ـ ولایت و امامت، هادی نجفی.

4ـ کیمیای محبت، محمدی ری شهری.


*پی‌نوشت‌ها

1- در محضر علامه طباطبایی، ص 88 ـ 89، محمد حسین رخشاد.

2- سوره حجر، آیه 85.

3- ولایت و امامت، هادی نجفی، ص 23.

4- کمال الدین، صدوق، ج 1، ص 201.

5- بحار الانوار، ج 23، ص 51.

6- امالی، شیخ صدوق (ره)، ص 112.

7- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 18، خطبه 741.

8- فتح الباری، شرح صحیح بخاری، ج 6، ص 494.

9-در محضر علامه طباطبایی، ص 93، محمد حسین رخشاد.

10- اصول کافی، ج 2، ص 383.

اندیشه قم




طبقه بندی: مقاله و متن،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
(بسم الله الرحمن ارلحیم)

امام انسان کاملی است که تمام کمالات انسانی در او به فعلیت رسیده و خداوند او را به عنوان الگویی برای بشریت قرار داده است، حال خداوند سبحان چنین شخصی را واسطه فیض خود و سایر انسان‌ها قرار داده است.

ادامه مطلب

طبقه بندی: مقاله و متن،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
(بسم الله الرحمن الرحیم)
دجّال مرد پر تزویر و حیله گر، هنگامی که سخن از دجّال به میان می اید، طبق تفکّر عامیانه، ذهن ها متوجّه شخصی معیّن با یک چشم می شود که با جثه ی افسانه ای و مرکب افسانه ای تر، با برنامه ای مخصوص به خود؛ پیش از قیام بزرگ «مهدی (علیه السلام)» خروج خواهد کرد.

ادامه مطلب

طبقه بندی: مقاله و متن،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
(بسم الله الرحمن الرحیم)
ابا سعید خدرى مى گوید: پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در ضمن سخنانى در مورد دجال فرمود: روزى دجال خواهد آمد، اما اجازه ورود به كوچه هاى مدینه را نخواهد داشت، بلكه در یكى از بیابان هاى وسیع اطراف مدینه متوقف خواهد شد.

 

ملاقات خضر (علیه السلام) و دجال

 

در این حال مردى كه بهترین مردم - و یا از بهترین مردم - است به سوى او مى آید و مى گوید: شهادت مى دهم تو همان دجالى هستى كه پیامبر (صلى الله و علیه و آله و سلم) فرموده است.

دجال مى گوید: آیا مى خواهید كه این مرد را بكشم و سپس زنده اش ‍ گردانم؟ آیا به من در انجام این كار شك دارید؟
مردم مى گفتند: نه.

 

آنگاه دجال آن مرد را مى كشد و سپس او را زنده مى كند.

هنگامى كه آن مرد زنده مى شود مى گوید: قسم به خدا! اكنون هیچ كس از من به احوال تو بیناتر نیست.
در این هنگام دجال قصد مى كند كه او را بكشد اما نمى تواند بر او تسلط یابد.
ابواسحاق ابراهیم بن سعد گوید: مى گویند: این مرد حضرت خضر (علیه السلام) است.

  • كشف الغمه، ج 3، ص 291؛ بحار الانوار، ج 51 ص 98.



طبقه بندی: مقاله و متن،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:28 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
افسران - وقار ، متانت ، ارزشگداری ...


طبقه بندی: عکس،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
افسران - علت انحراف ...


طبقه بندی: عکس،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:25 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
افسران - شب قدر مردم غزه را فراموش نکنیم


طبقه بندی: عکس،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
افسران - پایانت نزدیک است ...


طبقه بندی: عکس،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]



طبقه بندی: عکس،
[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ علی منتظر المهدی ]
(بسم الله الرحمن الرحیم)

مفهوم انتظار

در ادبیات دینی مكتب حیات بخش اسلام، انتظار مفهومی بس ژرف و پرارج دارد. گویا انتظار، زیباترین و كامل ترین جلوه ی بندگی حق تعالی است؛ به گونه ای كه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
أفضلُ أَعمالِ اُمَّتی إنتِظارُ الفَرَجِ مِنَ اللهِ عزَّوجلَّ(1).
برترین اعمال امت من، انتظار رسیدن فرج از خدای عزیز بزرگ است.
تعبیر امام علی (علیه السّلام) از انتظار چنین است:
أَفضَلُ عبِادةِ المُؤمِنِ، إِنتِظارُ فَرَجِ اللهِ(2).
برترین عبادت مؤمن، چشم به راه فرج خدایی داشتن است.

ادامه مطلب

طبقه بندی: مقاله و متن،
[ یکشنبه 8 تیر 1393 ] [ 10:23 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)


آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در 20 مایلى جنوب، جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است و از طرف دیگر در فاصله ی 55 مایلی تل آویو قرار دارد. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیک نظامى و کاروان رو قرار داشت. این مکان که یکی از شاه راه های اصلی بوده که مصر را به دمشق و مشرق مربوط می ساخت جنگ های بسیاری را به خود دیده .حتی برخى از تاریخ­نویسان اعتقاد دارند که در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان کهن همیشه مى‏گفتند، "هر فرماندهى که مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى می‌کند."


ادامه مطلب

طبقه بندی: مقاله و متن،
[ یکشنبه 8 تیر 1393 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ سید محمد باقر منتظر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب